اول باید بگم قطبی به عشق لنگی ها یک میلیارد و هفتصدمیلیون تومان نا قابل در خواست کرده تازه میگن قطبی مربیه پروازیه زنده باد امیر خان
نیکبخت گفته با قطبی مشکلی ندارم (ارواح عمش)
۰افشین هم یه دستیار برزیلی اورده که قراره دستیار اول بشه و با این حساب پیروانی دستیار دوم.
من موندم خرس قطبی کجاش بمب خبریه؟؟؟
تا اونجایی که میدونم میلاد نوری و بیگ زاده و شکوری و خسرو حیدری و صادقی تمدید کرد و طالب لو هم همین طور۰حسین کاظمی هم به خونه برگشت۰یدالله اکبری و عباسفر ۰ دیگه یادم نمیاد۰ فکر نکنم دیگه کسی مونده باشه
و در آخر از آمدن فولاد به لیگ خوشحال شدم . البته دل خوشی از فولاد ندارم۰ ولی امیدوارم شایستگی هاشو نشون بده۰
فهمیدم کاپیتان سپاهان نوین گفته دعا میکنم فولاد سقوط کند(جالبه)
شنیدم سپاهان جباریو از اس اس و کعبی ر واز پس پس می خوان بخرن000000000000هییی واااااااااایییی
قلعه نویی گفته مهاجمی بهتر از توره در نظر دارم ژنراله دیگه
******************************
چند تا عکس از لنگی ها برای سرگرم شدن و خندیدن (البت ما قهرمونی)








*****************************
امیدوارم راضی بوده باشین
خدانگهدار خون رگهای آبی پرستان
*************************
قهرمان شدیم....بلاخره قهرمان شدیم....آقا قهرمان شدیم![]()
چه دیر چه زود یه مهری بود کوبوندیم رو دهن لنگیا که دیگه کرکری نخونن
(فکر کنم مهر بردگی بوده
)
خوب بریم سر اصل مطلب دیگه![]()
اول بازی تو رختکن به وحیدم گفتن بیا دوم بایست و از همون اخر با همه دست داد تاااا اومد جلو.
بعد یه لباس بهش دادن روش عکس علی منصوریان.انقدر واسش گشاد بووووووووود....فدااااش بشم![]()
![]()
![]()
خداییش من اصلا" امید نداشتم اس اس قهرمان میشه(خدا میدونه که حقشه به لطف یزدان و...
)
وقتی مهدی گوگولی
(انگشت این شکلکه رو یکم اونور تر فرض کنین
)گل اول رو زد بازم نا امید بودم![]()
چون اگه پگاه یه گل میزد،اس اس باید دوتا دیگه میزد که از نظر من محال بود!!!
بعد به وقت اضافی که رسید خیلی استرس داشتم....آخه دروازه بان اونا خیلی مغرور بود...میدیدین چه جوری راه میرفت؟؟؟!!!!تازه بچه ها هم خیلی استرس داشتند گند میزدن تو پنالتی ها
اونوقت همه ی زحمات وحیدم به هدر میرفت...
ولی تو وقت اضافی اس اس یه گل زد توسط مجتبی جباری.
بازم من راضی نبودم![]()
تا اینکه آرش کارو تموم کرد...ولی جونه آدمو بالا میاره تا گل بزنه![]()
وقتی داور سوت رو زد![]()
دیگه جشنمون شروع شد!!!
اول یکم همه همدیگه رو بغل کردن و بعد رفتن لباس سفید پوشیدن و اومدن نماز خوندن![]()
بعد دیگه جشن قهرمانیمون به اوج خودش رسید![]()
خوبیش این بود مثل لنگی ها یه دفعه همه رم نکردن بپرن وسط و وحشی بازی (که به گفته خودشون جشنشون بود ) در بیارن![]()
وحید و چند تا دیگه دور هم حلقه زده بودن و بالا پایین میپریدن که قد وحیدم از همشون بلند تر بوددد![]()
![]()
![]()
فقط یکی باید مهیار حسن نژا د رو جمع میکرد
حتی ذخیره هم نبودا ولی همش جلویه دوربین
اعصابمو خورد کرده بود![]()
خلاصه رفتن رو سکو...ولی خیلی نامردی کردن...اگه وحید تو بازی با ذوب آهن و راه آهن و فولاد پنالتی ها رو نگرفته بود الآن اس اس قهرمان بود؟؟؟
به هر حال وحیدم اول جلویه سکو ایستاده بود...منصوریان هم پسراشو آورده بود اون جلو...بعد نمیدونم چی شد وحیدم رفت عقب
طوری که اصلا" دیده نمیشد
ولی موقعی که میکروفون رو دادن به میثم منیعی اونجا بود و میخواست میکروفون رو بدن به اون بخونه
قربوووووووووونش بشم اگه میداد چه جشنی میشد
که نداد!!!
بعد همه یکصدا خوندن:::
بین همه ی تیم های دنیا
بین همه ی تیم های دنیا
عشق است استقلال![]()
عشق است استقلال![]()
بعد اومدن بخونن:::
استقلال قهرمان شده (همه گفتن میشه بعد میثم با صدای بلند گفت: شده./ دید بقیه شعر بهش نمیخوره تو ادامه گفت میشه)
خدا میدونه که حقشه (وحیدم مثل خودم بقیشو بلد نبود
)
به لطف یزدا ن و....(از اینجا به بعدش شل شد!!)
تماشاگرا هم اون لالای لای لی لای لای رو ادامش خوندن و...
دیدن نه...این شعرش به درد نمیخوره...رفتم سره همون اولیه:::
بین همه ی تیم های دنیا
بین همه ی تیم های دنیا
عشق است استقلال![]()
عشق است استقلال![]()
بعدش گفتن بزار واسه منصوریان هم یه شعر بخونیم بعد همه با هم:::
بیا بیا......تک ستاره ی فوتبال ایران
بیا بیا.....داش علیرضای منصوریان
(الآن خبر رسید معدلم شده ۹۱/۱۹ شده![]()
![]()
)
بیا بیا......تک ستاره ی فوتبال ایران
بیا بیا.....داش علیرضای منصوریان
تماشاگرا هم خوندن:::
سرور استقلال کیه؟؟؟
علی منصوریان
و بازم خودن:::
ایول ایول داش علی رو ایول![]()
بعد میکروفون رو دادن به علی منصوریان
گفت:::
هرگز اونو رو نیمکت تیمی روبروی استقلال ببینن
و هوادارا علی منصوریان رو ساختن و....
بعد نوبت رسید به بلند کردین جام ![]()
وحیدم که اون عقب بود...در صورتی که باید اون جلو جلو ها بود.
چون خیلی واسه تیم زحمت کشید...اونجایی که همستیرینگ پاش مصدوم شد تا بازی امروز که با لگد زدن تو صورتش و...
بعد با این وضع باید از همه عقب تر بایسته...
جام رو اول منصوریان بلند کرد...بعد نوازی و همینجور داشتند انتقال میدادن که یه دفعه...
برنامه ی راه فردا رو پخش کردن![]()
![]()
![]()
ساعت ۹:۳۰ زدم شبکه خبر گفتند:پدر مجتبی جباری فوت کرده....
انقدر دپسرده شدم...روز تولدش بود...واسه استقلال گل زد...اس اس قهرمان شد و بعد از بازی اومدن همچین خبری بهش دادن...![]()
خلاصه دوباره جشن قهرمانی استقلال رو نشون دادن...بعد با وحیدم مصاحبه کردن و![]()
![]()
![]()
میکروفون برنامه ۹۰ بود...پس پنجشنبه ساعت ۲۰ همه ی مشتاقان و علاقمندان به شنیدن صدای وحیدم میتونن ۹۰ رو ببینن...
راستی چند شب پیشا برنامه ورزش از نگاه دو رو دیدین؟؟؟ولی اونجوری که بوش میاد هیچکی به جز خودم ندیده!!!
برنامش از ساعت ۱۱:۱۵ شروع شده بود و من ۱۲ زدم...دیدم واسه تیم ملیه و نشستم دیدم...بعد رفت سر پرسپولیس ...در این حال تله تکست رو جویدم...هی از صفحه ی ۱۰۰ بزن تا...چه انگیلیسی چه فارسی نشستم خوندم و sleep تلویزیون رو روی 20 دقیقه تنظیم کردم تا خوابم برد خاموش شه...از بیکاری داشتم ساعت نماز ها و طلوع و غروب آفتاب توی شهر های مختلف رو از تو تله تکست مقایسه میکردم!!!
بعد با خودم فکر کردم دیدم این مجریش استقلالیه حتما" بازی رو همون اول نشون داده و...بعد فکر کردم تا حالا نشده من واسه وحید تا اینوقت شب بیدار باشم و نبینمش
دیدم رفت سر استقلال...حالا sleep رو بزار رو 60 دقیقه و وحیدم رو نشون داد ...البته تو جریان بازی...بعد خودمو خر کردم گفتم خوب دیدی اینم وحیدت...دیدی بیخودی بیدار نموندی؟؟؟حالا برو بخواب..
با خودم فکر کردم :اینا که تا اینجا ا کسی تو بازی مصاحبه نکردن...حتما" با بازیکنا اس اس هم مصاحبه نمیکنن دیگه...تازه این برنامه یه بار وحیدو دعوت کرده...دیگه دوباره که نمیارنش
بلند شدیم بریم بخوابیم دیدم رفت با برهانی و اینا مصاحبه کردن...هیچی باز نشستیم و دیدیم...آخرش چند تا صحنه ای که دوربین zoom رو وحید بود رو نشون داد و من یه لحظه ته دلم روشن شد داره میاد!!!بعد گفت :تصاویری رو دیدین از وحید طالبلو ....دوباره ناامید شدم تا اینکه یه دفعه گفت:
در خدمت وحید طالبلو هستیم...اول چشمام 4 تا شد...2 تا شاخ هم در آوردم و تو ذهنم با خودم گفتم: بلاخره این همه بیدار موندن نتیجش این بود
حالا ولوم بده...خیلی شارژ شدم...
نشستم تا اخرشو دیدم و کلی حال کردم...بچم انقدر منزوی بوووووووووووود
قربووووووووونش بشم![]()
من مصاحبه های زیادی ازش دیده بودم...ولی این یکی از همه قشنگتر بود...یه چیزه دیگه ای بود...![]()
چون دیگه کت شلوار نداشت
با یه لباس آبی آستین بلند اومده بود![]()
هر چی بگم کم گفتم...دیگه آروم آروم حرف نمیزد...یه دستش رو میز بود...حوصلشم سر رفته بود...با یه اعتماد به نفسی حرف میزد که حد نداشت...تا حالا وحید رو اونجوری ندیده بودم...محشر بود...محشر![]()
از پگاه دست نشان و شاد رو دعوت کرده بودن...وحید هم اونور نشسته بود...بعد اونا گفتن اگه پگاه قهرمان شه یه استان خوشحال میشه و...بعد که اونا رفتن وحید گفت اگه اس اس قهرمان بشه یه ایرااااان خوشحال میشه
اگه بدونین چی بود...واقعا" قشنگ بود![]()
بعد آخری هم که میخواستن باهاش خدافسی کنن گفت:من میخواستم یه چیز دیگه ای هم بگم که من اگه به آقا محسن چیزی گفتم(منظورش به بگو مگوی کوچیکی که تو بازی با پگاه با محسن یوسفی داشته)چون ما با هم دوستیم و...
مجریه هم که خودش استقلالیه گفت:بله ما نمیخواستیم این موضوع رو پیش بکشیم که خودتون اینکارو کردین و کلی تعریف و تمجید از این حرفی که وحید زد و بعدش خدافس![]()
ساعت دو و نیم نصفه شب تموم شد...واسه همین احساس میکردم هیچکی ندیده که حدسمم درست بود!!!!
اینم آپ...
باز هی بگین آپ...
پس این چیه؟؟؟
این آپه...
پیدا کردنه غلط ها هم با پری یا![]()
بچه ها این لامصب الآن عکس نمیزاره...
ایشالله فردا!!!
خدافس![]()
![]()
![]()
۲۶ سال پیش ...تو یه روزی مثل امروز...دقیقا" ۲ روز بعد از آزادی خرمشهر ۱۳۶۱ ...۳۰ متری جی تهران...حوالی میدون توحید...بیمارستان امام خمینی حال و هوای دیگه ای داشت...یه فرشته به دنیا اومده بود...یه فرشته ی سفید و ناز و کوچولو که مثل ابر بهار گریه میکرد...صدای گریه ی اون بقیه رو خوشحال کرده بود...بیرون اتاق عمل همه بهش تبریک میگفتن...به مردی که بیشتر از هر کس دیگه ای هیجان زده بود...اشک شوق بهش فرصت نمیداد ببینه اطرافش چه خبره...تو رویاهاش میدید اون لحظه ای رو که این فرشته ی کوچولو بهش بگه بابا...هیچکی فکر نمیکرد این پسر قصه ی ما یه روزی واسه خودش اعجوبه ی زمین و زمان بشه...حتی خودش...ولی پسر کوچولویه ما ناراحت بود که وارد یه دنیایه جدید شده ...دنیایی که محل آزمایشه...دنیایی که به هیچکی رحم نمیکنه...با آدمایی که همشون نقاب دارن...پشت خنده ی همشون یه خنجر پنهونه...اون پسر تپل مپل اینا رو میدونست و گریه میکرد...ولی بقیه این گریه ها رو عادی میدیدن...اون روز واسه فرشته ها ی تو آسمون خیلی بد بود...همش گریه کردن...چون بهترین دوستشون از پیششون رفته بود...

اسم این بچه ی خوشگل رو هر چی بزرگتر میشد،خوشگل تر و تپل تر میشد ....لپ هاش همه رو وسوسه میکرد تا برن و محکمممم بوسش کنن...واسه همین الآن از اون لپهایه گوگولیش هیچ خبری نیس!!!!



کلا" بچه آرومی بود...تو مدرسه شاگرد نسبتا" خوب و درسخونی بود...
وحید در دروران مدرسه یه دانش آموز خوب بود که تا پایان تحصیلاتش نمره انضباط کمتر از نوزده نداشته....تنها شیطنتش در دوران مدرسه این بود که کلاس دوم دبستان بودکه آقای نجفی معلمشان بود .ایشان همسایه بالایی خانواده طالبلو بود.رفت و آمد خانوادگی هم داشتند (مثلا پارتیش کلفت بود)که یک روز زنگ تفریح وحید می خواست از زیر تور والیبال رد بشه که یکی از بچه ها ناگهان تور والیبال رو پایین میکشه به طوری که گردن وحید خراش برمی داره و دردش می گیره،بعد هم اون پسر رو دنبال می کنه و یه لگد محکم نثار کمرش می کنه. چند روز بعد پدر پسره میاد مدرسه و به مدیر و معلم وحیدشکایت می کنه آقای نجفی هم وحید رو صدا می کنه و بهش می گه اون پسری رو که زدی الان سه روزه از کمردرد تو خونه افتاده وکلی هم خرج دوا و درمونش شده.بعد هم در حضور پدر اون پسره چنان سیلی محکمی تو گوش وحید زد که هنوز مزش زیر زبون وحید مونده...
وحید هشت ساله بود که تمرین دروازه بانی را زیر نظر پدرش شروع کرد.او روزهای تعطیل و تابستان ها همیشه با پدرش به کمپ تیم های ملی می رفت و از همان روز اول هم عاشق دروازه بانی بود.
حسین طالبلو تا یازده سالگی وحید هرچه از اصول دروازه بانی می دانست به پسرش یاد داد و با ورود او به نوجوانی،وحید راهی اولین تیم عمرش که درکرج بود،تیمی به نام فجر شد در سال 1374 در سیزده سالگی از تیم فجر کرج به پرسپولیس پیوست. از آنجا راهی پاس تهران شدوپس از یک سال دوباره به پرسپولیس برگشت و باز نتوانست در این تیم دوام بیاورد دوباره به پاس پیوست . بلاخره به تیم بزرگ استقلال آمد و تا الان 10سال است که در تیم عزیزمون مونده (این فرق تیم ما با تیم های دیگه است یک نفر بیادنمی تونه دل بکنه)تا ۱۲-۱۳ سالگی تو تهران بودن و بعدش رفتن رجائی شهر(گوهر دشت)کرج...
وحید دو تا خواهرم داشت که ازش کوچیکترن...بدترین و سخت ترین اتفاق زندگیش این بود که متاسفانه یکی از خواهراش که ۲۰-۲۱ سالش بیشتر نبود به علت سرطان فوت میکنه...این فاجعه چنان ضربه ای به وحید زد که هنوز هم وقتی یادش میاد میخواد زار زار گریه کنه...تا وقتی خواهرش زنده بود قبل از هر بازی میرفت تو اتاقش و باهاش دردودل میکرد و میخواست براش دعا کنه...ولی بعد از فوت خواهرش وحید سر قبر اون اینکارا رو میکرد ولی اینبار با چشمایه خیس...تناه آرزویه خواهر وحید این بودکه بتونه داداششو تو دروازه تیم ملی ببینه و وحید هم تا حالا تمام سعیشو کرد تا آرزوشو قبل از مرگ برآورده کنه ولی...حالا هم میخواد روح خواهرشو شاد کنه که این آقای دایی و بقیه مانع اینکار میشن
وحید انقدر با خواهرش انس گرفته بود که یه لحظه فکر نبودنش رو نمیکرد که اینجوری شد...خدا بهترین همدم وحید رو ازش گرفت...اون میدونست خدا همیشه بنده های خوبشو آزمایش میکنه و با این فکر تونست یهکم بر احساساتش غلبه کنه...از اونطرف میدید مادرش چه عذابی میکشه و وحید نمیخواست مامانش با دیدن گریه هایه تک ژسرش غمش دو چندان بشه...پس وحید همه چی رو ریخت تو خودش و روز ۷ خواهرش اومد تو دروازه استقلال ایستاد....
:::خوب حالا یه کم از خصوصیات اخلاقی وحید جووووووووون از نظر خودم:::
یه پسر آروم
سر به زیر
زیاد اهل مصاحبه و جا رو جنجال نیست
سعی میکنه همه رو دلداری بده و تو غم ها با همه ی دوستاش شریک میشه
خوب و بد رو از روی قیافه تشخیص میده
اعتماد به نفس نداره
اصلا" مغرور نیست
غیرتی
هیچ چیز به اندازه خانوادش واسش اهمیت نداره
حالا حالا ها قصد ازدواج نداره(ولی تازگیا...
)
به نظر خودش باید اول تو فوتبال به درجاتی که میخواد برسه،بعد به ازدواج فکر کنه
دوست داره اگه ازدواج کرد بچش دختر باشه چون گفته دخترا بیشتر هوای باباشونو دارن
تیم محبوبش :استقلال،چلسی،رئال مادرید و بارسلونا
غذا زیاد میخوره
صاف و سادست![]()
مهربونه
مااااااااااهه
خوشگل
عمرا" بدونه این همه آدم اعم از دختر و پسر عاشقشن
مرتب و منظم
بیش از حد احساساتی و حساس
روحش فوق العاده لطیفه
دلش زود میشکنه
تا حالا از کسی متنفر نبوده
مامانشو بیشتر از باباش دوست داره
اهل دروغ گفتن نیست
تو کرج زندگی میکنه
ولخرج
...یه کم نیست!!!
به اس اس تعصب خاصی داره
متولد تهرانه ولی تو کرج زندگی میکنه
مهلا خیلی خیلی دووووووووووووسش داره
متراژ خونشون ۴۰۰متر
صمیمی ترین دوست فوتبالیش کاظم برجلو
آرزو نداره
بازیکن مورد علاقش اشمایکل
از ریا تنفر داره
غذای مورد علاقش ماهیچه
سخت ترین تصمیم زندگیش ازدواجه
کتاب های روانشناسی میخونه
تفریح مورد علاقش بودن کنار خانواده و پلی استیشن و فوتبال بازی کردن با کامپیوتر
صداش خیلی گوگولیه
تیکه کلامش: جان(مثلا" میگه:مهلا جان؟؟؟)و به هر حال
هر کار بدی کرده بلافاصله بعدش پشیمون شده و عذر خواهی کرده
از اونایی نیس که وقتی به شهرت رسیدن گذشتشونو فراموش کنن![]()
مطمئنن از الآن جاش تو بهشت رزرو شده
اگه زمان به عقب بر میگشت بازم دروازه بان میشد
اگه دروازه بان نمیشد دوس داشت مهاجم بشه
خوش تیپ
کت شلوار اصلا" بهش نمیاد و تا مجبور نشه، نمیپوشه
بهش بگی "م" میگه :مامان
از اعتیاد بدش میاد
پولو دوس داره ولی نه اینکه عاشقش باشه
خوش عکسه
اهل باند بازی نیست
خیلی با محبت و مهربونهههههههههههههههه![]()
بهترین بازی شو بازی میدونه که اولین حضور رسمیش در لیگ برتر بود که هر وقت یادش می افته کلی کیف می کنه و اعتماد به نفس می گیره.
اون بازی در هفته یازدهم مقابل سپاهان بود که وحید بیست ساله در درون دروازه استقلال قرار گرفت و توانست دوازه رو بسته نگه داره و بعد از اون بازی فیکس بشه.
بدترین گلی که میگه تا الان خورده:در اولین سال فوتبال رسمی و باشگاهیش در دربی حساس پرسپولیس و استقلال در مسابقات جوانان تهران،دروازبان لنگی ها بود که یه پاس بهش دادن رفت که استپ کنه که توپ از زیر پاش در رفت و گل شد.
شماره سی براش یادآور این که از سی تلاش کرد تا به یک رسیده.
دوست نداره حالا حالا ها به خداحافظی از فوتبال فکر کنه.
کمترین مبلغی که تا حالا گرفته سالی صد تومن بود
.رنگ محبوبش آبی ماشین محبوبش بنز وبی ام و، تیپ محبوبش اسپرت .
گل مریم رو خیلی دوست داره ،از بین غذاها هم چلو گوشت و زرشک پلو با مرغ رو دوست داره.
بعد از خدا از نفرین پدر و مادر می ترسه.
دوستان مشهورش :پژمان بازغی،بهنام محمودی،فردین معصومی...خلاصه از هر رشته ای رفیق داره.
به آرزو اعتقاد نداره،روی خواسته هاش هم اسم«هدف»رو میذاره تا برای رسیدن به اون ها تلاش کنه،به اعتقاد اون آرزوها دست نیافتنی هستند.
موسیقی براش لذت بخشه چه در حالت غم وچه درحالت شادی
ساز محبوبش گیتاره دوست داره بشنوه اما علاقه ای به زدن گیتارنداره.![]()
اغلب خرید های خونه شون رو هم وحید انجام می ده.
در تیم های ملی خارجی هم طرفدار تیم ایتالیاست.
بهترین بازیکن تاریخ جهان رو مارادونا می دونه و بهترین بازیکن تاریخ ایران رو هم علی دایی می دونه.
شماره شناسنامش: ۵۹۲۳![]()
خوب این یه معرفی کامل از وحید جونم بود...
به نظر من امروز باید یه عید خیلی بزرگ اعلام میشد...
چون خدا فرشته ی محبوبش رو فرستاده پیش ما...
همون که الآن همه ی دختر پسرا واسش دست و پا میشکنن...
همون که همه ی آدما آرزویه یه لحظه کنارش بودن رو دارن...
همون که با تولدش ۱۰۰۰۰ نفرو عاشق خودش کرد...
همون که روز تولدش رو قلب هر انسانی حک شده...
همون که اسمش....وحید جوووووووووونه مهلاس...
من که همیشه آرزوم این بوده که همه بتونیم یه بار از نزدیک ببینیمش...
اصلا" دلم نمیخواد فقط من ببینمش ....
دوس دارم یا هیچکس به هدفش(با توجه به سلایق وحید نمیگم آرزو...میگم هدف...)نرسه یا هممون به هدفمون برسیم...
در آخر واسه وحید امیدوارم یه روز به این باور برسه که چه فرشته ایه و بیشتر قدر خودشو بدونه...همیشه موفق باشه...
و با یکی ازدواج کنه که هرگز پشیمون نشه و...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()








خوب بقیه عکسا رو تو ادامه مطالب ببینین![]()
ادامه مطلب>>>
وحید طالب لو دروازه بان جوان تیم استقلال در گفت و گو با سرویس ورزشی:
وحید طالب لو یکی از با اخلاق ترین و کم حاشیه ترین بازیکنان استقلال است .با وحید در باره ی دوران کودکی اش حرف زدیم.خاطرات شیرین روز های مدرسه اش را مرور کردیم و در مورد تب و تاب فوتبال حرف زدیم و او هم در مورد نگاهش به آینده و آرزوهایش برایمان حرف زد.گفت و گوی خواندنی را با وحید طالب لو حتما" بخوانید.
خیلی ها میگویند که شما آرام و کم حرف ترین بازیکن استقلال هستید؟
ـ واقعا"!!!
مگر غیر از این است؟
ـشاید من خیلی اهل حرف زدن یا شیطنت کردن نباشم ولی فکر نمیکنم آرام ترین بازیکن باشم.
از خصوصیات اخلاقیتان بیشتر بگویید اینکه چطور آدمی هستید؟
ـمن در کل آدم احساساتی و مهربانی هستم.دلم نمیاد به کسی بدی کنم و همه انسان ها را با تمام وجود دوست دارم.(منظورش خود منما
)
اینطوری که شنیده ام حسابی به خانواده تان وابسته هستید؟
ـخیلی و شاید این بزرگترین نقطه ضعفم باشد.
چرا نقطه ضعف؟
ـبه خاطر اینکه یک لحظه هم طاقت دوریشان را ندارم و اگر کوچکترین اتفاقی برای آنها بیفتد من واقعا" اذیت میشوم.
پس فوت خواهرتان تاثیر خیلی بدی در روحیه تان(قربوووووون روح لطیفش بشم
)داشت.چطور با آن قضیه کنار آمدید؟
ـاین قضیه اثراتش بسیار بدتر از آن بود که حتی تصورش را بکنید اما سعی کردم به خاطر مادرم هم که شده صبوری کنم .
پدرتان فوتبالیست نسبتا" سرشناسی بود پس نباید برای فوتبالیست شدن سختی زیادی کشیده باشید؟
ـخب به واسطه آنکه پدرم هم خودش فوتبال بازی میکرد شاید کمتر از سایر بازیکنان در دوران کودکی موانع برای فوتبال بازی کردن داشتم اما برای رسیدن به جایگاه فعلی خیلی زحمت کشیدم.حتی بیشتر از سایرین .(بچم واسه همین لاغر شده
)
بهترین دروازه بانی که تا به حال دیدید که بود؟
ـدر ایران احمد رضا عابد زاده و در دنیا پیتر اشمایکل
معمولا" صبح با هدف خای از خواب بیدار میشوید یا تابع سیاست هر چه پیش آید خوش آید هستید؟
-نه کلا" آدم هدفمندی هستم.ولی بعضی اوقات دوست دارم تابع سیاست هر چه پیش آید خوش آید باشم.چون برای تنوع خوب است.
کلا" آدم تنوع طلبی هستید؟
ـنه خیلی
اهل پیاده روی و قدم زدن در محافل عمومی هستید؟
ـپیاده روی که نه،ولی اگر کاری داشته باشم به راحتی در محافل عمومی ظاهر میشوم .
در زندگیتان چه چیزی ناراحتتان کرد؟
ـرفتن خواهرم.(قربوووووووونش
)
زندگی بدون چه چیز برایتان بی معنی است؟
ـمادرم
بهشت کجاست؟
-زیر پای مادرم...
راستی سفیدی سیاهی یا خاکستری؟
ـ هیچکدام.آبی(با خنده)ولی جدا از شوخی همیشه دوست دارم سفید باشم.
بهترین سفر زیارتی که رفتید کجا بود؟
ـخانه ی خدا.(اصلا" فکرشم نمیکردم!!!بچم با ایمانه
)در آنجایک حس ملکوتی وصف ناشدنی به انسان دست میدهد.
آدم رفیق بازی هستید؟
ـاصلا".تعداد دوستان صمیمی ام به انگشتان دستم هم نمیرسد.اما همان عده جزو بهترین ها هستند(باز بعضیا به خودشون نگیرن
)
تا حالا از کسی کینه به دل گرفتید؟
-من اصلا" اهل کینه به دل گرفتن نیستم.
ماشین و لباس چقدر برایتان مهم است؟
ـنمیتوانم بگویم برایم مهم نیست ولی سعی میکنم خیلی خودم را درگیرش نکنم.
چه چیزی دارید که کاملا" شخصی است؟
ـخانواده ام
عشق یا دوست داشتن؟
ـ عشق
به نظرتان چرا عشق های امروزی تاریخ مصرف دارند؟
ـبرای اینکه آن چیزی که آدم ها رویش اسم عشق گذاشتن اصلا" عشق نیست وگرنه عشق تا ابد ماندگار است.(اینو که جدی گفته
)
تا به خال غعاشق شده اید؟
ـبله
عاشق کی؟
ـفوتبال(اینجا دیگه دید بحث خیلی خصوصی شده برگشت سر فوتبال
)
منظورم فرد خاصی بود؟
-نه(ایوووووووووووووول)
حتی از کنارش رد نشده اید؟
ـخب بلاخره برای هر کسی در هر سنی پیش می آید اما من اسمش را عشق نمیگذارم.(راستشو بگو وحید چند سالگیت؟)
نظرتان راجع به مرگ چیست؟
ـبلاخره به سراغ همه می آید.(چه گزارشگر احمقی بوده که از الآن ذهن وحید با این چیزا پر میکرده
)
فقط همین؟
ـبه نظرم دنیا محل گذر است.مهم این است خاطره ی خوبی از خودت به جای بگذاری و دیگران بعد از رفتنت از خوبی هایت حرف بزنند.(آقا بحث و عوض کن دیگههههههه گریمون گرفت...)
از مرگ نمیترسی؟
ـاگر بگویم نه دروغ گفتم(فدایه صداقتت بشم
)
کتاب هم میخوانید؟
ـبله.اگر وقت کنم کتاب های روانشناسی مطالعه میکنم.
اهل تلویزیون نگاه کردن هستید؟
ـبله.معمولا" برنامه های مورد علاقه ام را پیگیری میکنم.
بازیگران مورد علاقه تان؟
ـپرویز پرستویی، عزت الله انتظامی
آشپزیتان چه طور است؟
ـحرف ندارد.
واقعا"؟؟!!!!!!!
ـیعنی به من نمی آید؟؟؟![]()
![]()
بله!حالا قورمه سبزی را چه طور درست میکند؟
ـاول پیاز را کمی تفت میدهند.بعد با گوشت تفت میدهند و سبزی را اضافه میکنند و...(غذایی که آشپزش وحید باشه چی میشه!!!!)
نه بابا!مثل اینکه واقعا" آشپزیتان خوب است؟
ـبله.گفتم ته چین مرغ که درست میکنم بی نظیر است!
نمیخواهید ازدواج کنید؟
ـخیر(با قاطعیت
)
چرا؟؟؟؟؟؟
ـبرای اینکه برای اینکار خیلی زود است...فعلا" میخواهم تمام وقتم را برای فوتبال بگذارم.
مگر ازدواج کردن منافاتی با فوتبال دارد؟
ـمنافات که نه، ولی خودم ترجیح میدهم زمانی ازدواج کنم که وقت بیشتری را بتوانم در کنار همسرم بگذرانم.
دوست دارید همسرتان چه خصوصیاتی داشته باشد؟؟؟
ـآدم منطقی و با درکی باشد(با منه
)
فقط همین؟
ـبله به نظرم کسی که درک و شعور بالایی داشته باشد،(مثل من)میتواند سایر خصوصیات را هم کسب کند.
اگر قصد ازدواج داشته باشید با چه کسی مشورت میکنید؟
ـ خانواده ام(منظورش با منه)
اگر مخالفت کردند؟
ـسعی میکنم دلایلشان را برای مخالفت بشنوم آنوقت تصمیم میگیرم.
نظرتان راجع به مهریه و شیر بها چیست؟
ـمن به این سنت ها احترام میگذارم.
یعنی هر چقدر خانواده دختر بگویند قبول میکنید؟
ـاگر در حد متعارف باشد،بله
اگر از فرد مورد علاقه ات جواب منفی بشنوید چه کار میکنید؟
ـشنیدن جواب منفی برای همه ی آدم ها سخت است.منتها سعی میکنم از فردی که میخواهم با او ازدواج کنم ابتدا جواب مثبت بگیرم و بعد به خواستگاری بروم.
دوست دارید پسرتان فوتبالیست شود؟
ـنه
چراااااا؟؟؟؟؟؟؟؟
ـچون میدانم فوتبالیست شدن چه سختی هایی داردو
ولی فوتبالیست شدن که بد نیست،پسرتان هم مشهور میشود هم پولدار؟
ـآن ی روی سکه است که شما میبینید ولی فوتبال بازی کردن به طور حر فه ای واقعا" سخت و طاقت فرساست.
با پدرتان راحت تر هستید یا مادرتان؟
ـبا هر دو.ولی با مادرم بیشتر صمیمی هستم.
اوقات بیکاری را چگونه سپری میکنید؟
ـکنار خانواده ام هستم و با آنها بیرون میروم.
چه چیزی را در دنیا با هیچ چیز عوض نمیکنید؟
ـتنهایی و آرامش...من عاشق تنهایی ام..
دوست دارید به کجا سفر کنید؟
ـشمال
آرزوی زندگیتان؟
ـاینکه در جام جهانی درون دروازه تیم ملی بایستم.
حسرت زندگیتان؟
ـاز دست دادن خواهرم
چه چیزی روی شما تاثیر میگذارد؟
ـدیدن کودکان خیابانی
بهترین اسباب بازی دوران کودکیتان؟
ـتوپ
شغل دوم هم دارید؟
ـنه!همین فوتبال هم از سرم زیاد است.
پاتوق تان کجاست؟
ـنمایشگاه اتومبیل دوستم
تا به حال،حال کسی را گرفته اید؟
ـنمیدانم،شاید
اگر تمام شهرت و ثروتی را که دارید از شما بگیرند و به جای آن به شما آرامش بدهند قبول میکنید؟
ـبا کمال میل این کار را میکنم
دوست دارید همانی بروید یا مهمان داری کنید؟
ـ هر دو،بستگی به شرایط دارد.
چه چیزی در شما هیچ وقت تغییر نمیکند؟
ـصداقتم
زیر آب یک نفر را همین جا بزنید؟
ـتو رو خدا شیطان را به جان من نیندازید.
تلفن همراهتان روی پیغامگیر است یا خودتان جواب میدهید؟
ـخودم جواب میدهم ولی به شماره ناشناس پاسخ نمیدهم
بی نهایت کجاست؟
-جایی که انسان به همه خواسته هایش رسیده باشد.
اهل کنسرت رفتن هستید؟
ـدوست دارم ولی فرصتش را ندارم.
چقدر جنبه شهرت دارید؟
ـسعی میکنم داشته باشم
با آدم های سمج چه برخوردی میکنید؟
ـبرخورد خاصی نمیکنم به حال خودشان میگذارم.
سرعتتان در زندگی چقدر است؟
ـمعمولی
و حرف آخر...؟
ـدر امان خدا
اوووووووووووووووووووووووف جونم بالا اومد...بلاخره تموم شد...
خدافس![]()
اومدم پیش شما دوستایه گلم
هیچکی الان درکم نمیکنه...
تنها آرزوم اینه بپرم تو بغل وحیدم و یه بوسش کنم...اونقدر محکم که فراموش نشدنی باشه...
نه دردش میومد...![]()
دقیقا" یه قدم دیگه مونده تا سکته کنم...
الهی من فداااااااااااااااااااش...
از وقتی بازی تموم شد تا الآن دارم گریه میکنم...
نمیدونم چرا...
وقتی میبازن گریه میکنم حالا هم که بردن بیشتر گریه میکنم...
امشب خیالم راحته...
چون وحیدم بعد از مدتها سرزنش امشب راحت سرشو میزاره رو بالش...![]()
خداییش کاسیاس و بوفون و اشمایکل میتونستن این توپا رو بگیرن؟؟؟
قبل از هر پنالتی میرفت با بازیکن حریف دست میداد میومد تو دروازه توپ ها رو میگرفت و بعد من میمردم واسش![]()
وقتی بازی تموم شد همه رفتن بوسش کردن...کاش منم اونجا بودم![]()
![]()
![]()
اگه بزارن ما ها بریم ورزشگاه بازی تموم بشه میپرم وسط زمین ![]()
![]()
![]()
آپ این دفعم مسخرس چون نمیدونم چی بگم...
میخوام تا آخر شب گریه کنم...
من فداااااااااااااااااااااااااااااااااااااش![]()
![]()
![]()
فقط دوس دارم یکی مثل خودم پیشم بود...
ولی طبق معمول تنهام![]()
البته مامانم اینا خونن ولی من تو اتاقم ...درون خودم تنهام...
خدایا...
خودت میدونستی دل این همه عاشق پیش خودته و جوابشونو دادی.....
ممنووووووووووووووووووووون
مامانم وسط بازی میگه مگه جام جهانیه انقدر اعصابتو خورد میکنی؟؟؟
منم گفتم هیچی به اندازه این بازی مهم نیس...
تو رو خدا یکی بیاد با هم گریه کنیم...![]()
آخر بازی امیر حسین داشت گریه میکرد...
تا حالا انقدر خوشحال نبودم...
همه امشب خوشحالن...
سروناز جوووووووووووووونم هم الان زنگ زد...
![]()
توصیف کردنی نیس...
اینکه چقدر محشر بود و چقدر خوشحالم...


سلام به همه![]()
خوبین؟؟؟
خوب من تصمیم داشتم هر وقت اس اس برد آپ کنم دیدم اگه اینطوری باشه تا اخر لیگ نباید آپ کنم![]()
خوب من موندم دیگه تا کی باید به قولهایه الکی فیروز خان دلمونو خوش کنیم؟؟؟![]()


